آموزش وردپرس
خانه / کشاورزی و دامداری / دامداری در بیدهند

دامداری در بیدهند

دامداری در بیدهند
مقدمه و قسمت اول – بز و میش
آغاز زمان پرورش دام در بیدهند و چگونگی انجام آن روشن نیست .بنابراین در اینجا به ذکر روش دامداری طی یکصد ساله اخیر که بدون شک تکامل یافته ترین روش پرورش دام در روستا بوده است میپردازیم.
دامهای در حال نگهداری و پرورش در بیدهند عبارت بودند از: بز ، میش ،گاو ، الاغ و قاطر . ( البته تقریبا همه خانواده ها به نگهداری تعدادی مرغ در منزل مبادرت میکردند و تعدادآنها در هر خانه معمولا کمتر از ۱۰ قطعه بوده است که در اینجا فرصت توضیح نیست )
بز ، میش و گاو از جمله دامهایی بودند که به منظور بهره برداری از گوشت ، شیر و کودآنها تکثیر و پرورش داده میشدند . اما الاغ فقط برای استفاده در باربری وقاطر عمدتا برای خرمنکوبی استفاده شده و هیچکدام تکثیر نمیشدند .
به منظور توضیح روشنتر ، روشهای معمول در نگهداری و یا پرورش هردام را جداگانه توضیح میدهیم .
۱-بز و میش : تقریبا همه ساکنین بیدهندعلاوه بر کشاورزی به دامداری نیز مشغول بودند. متوسط تعداد این دامها برای هرخانواده تقریبا ۵۰ راس بود و کمتر اتفاق می افتاد که شخصی بیش از ۱۰۰ راس دام نگهداری نماید. چرای این دامها نیز در مراتع اطراف روستا صورت می گرفت و به همین دلایل معمولا هر چند نفر که سازگاری بیشتری با یکدیگر داشتند دامهایشان را به طور مشترک به چرا میبردند و متناسب با تعداد دام یکی ازافراد این گروه در هر روز و به صورت دوره ای به چرا بردن دامهای همه افراد گروه را برعهده میگرفت . تعداد دامهای هرگله تقریبا ۲۵۰ راس بود و هردوره نوبت افراد را “لا” میگفتند.
نگهداری و پرورش دام در طول سال شامل دو دوره بود : یک دوره از اوایل آبان تا اواسط خرداد بود (برای سهولت توضیح نام این دوره را دوره اول میگذاریم) و دوره دیگر از اواسط خرداد تا پایان مهر (دوره دوم ) طول میکشید.
دوره اول : در این دوره هر دامدار دامهای خود را در زاغه خود نگهداری میکرد .زاغه ها در دو محل واقع شده بودند . یک محل نزدیک روستا ، به نام پشت کنده و محل دیگر در کنار دشت ماره بود. انتخاب هریک از این محلها برای نگهداری گوسفند در زمستان به تصمیم جمع افراد هر گروه که یک گله را تشکیل داده بودند بستگی داشت .
به منظور تولید مثل ، دامهای نر که حدود یک ماه قبل از سایر دامها جدا شده بودند به جمع دامها اضافه میشدند.از اواسط آذر که زمان چرا کمتر بوده و گوسفندان ماده به علوفه بیشتری برای رشد جنین خود نیاز داشتند ، هرشب مقداری عوفه در آخورها قرار میدادند. به دامهای آبستن و ولاغر هرشب مقداری جو یا کنجاله یا تخم پنبه نیز خورانده میشد. هر شخص برای جمع آوری دامهای خود وتغذیه آنها مجبور بود غروب هرروز شخصا به محل نگهداری دامها رفته و پس از جمع آوری ، شمارش و انجام امور تغذیه وجای دادن آنها در زاغه ها به منزل می آمد .در صورتیکه محل زاغه های ماره برای نگهداری انتخاب شده بود ، نیازی به حضور دامدار برای خارج کردن آنها از زاغه در صبحگاه و ملحق کردن آنها به گله وجود نداشت و چوپان آن روز دامهای همه گروه را از زاغه خارج کرده ومسئولیت آنها را تا موقع برگشت به عهده میگرفت .
اوایل فروردین زمان زایش دامها بود و دامدار باید صبح هر روز برای شیر دادن به بره ها و بزغاله های متولد شده به محل نگهداری دام مراجعه میکرد. نگهبان گله مسئولیت داشت از دامهایی که در طول روز زایمان میکردند و بچه های آنها تا زمان برگشت دامها ازچرا (غروب ) مراقبت کند. به منظور حفاظت از نوزادان ، بزغاله ها معمولا در داخل حفرهایی که در داخل زاغه ایجاد شده بود بصورت جداگانه نگهداری میشدند.نوزادان دو ماه شیر میخوردند و هرچه بزرگتر میشدند نیاز به تغذیه با علوفه نیز داشتند و دامدار آنها را به چرا میبرد تا از علفهای تازه استفاده کنند. اواسط خرداد زمان جدایی نوزادن بود و آنها را نیز به صورت گروهی با عنوان “ویگل یا وهیگل ” و طبق قاعده نوبت به چرا میبردند . از اواخر اردیبهشت کار دوشیدن شیر بزها نیز شروع میشد و این کار را غالبا زنها انجام میدادندبه دلیل گرمتر شدن هوا از اوایل خرداد دامداران مجبور به نگهداری از دامها در فضای باز محصور میشدند. .
دوره دوم :در اواسط خرداد و و به منظور دسترسی بهتر به دامها و جمعآوری شیر آنها میبایستی به محل محصور وبدون سقف دیگری منتقل شوند و منطقه ای به نام ” پیمساله ” که در نزدیکی روستا بود و هر دامدار فضای اختصاصی در آن منطقه داشت برای این منظور مناسب بود.هر روز صبح وغروب کار دوشیدن شیر نیز انجام میشد . با توجه به باز بودن فضای تجمع دامها و احتمال حمله حیوانات وحشی ،در هر شب مرد یا یکی از پسران جوان خانواده در محلی جنب آغل و مشرف بر آن به نام ” هت گاه ” یا خوابگاه به مرقبت میپرداختند . تا اواسط مردادوضع به همین منوال بود. با کم شدن شیر دامها دیگر نیازی به دوشیدن شیر در دونوبت در هر روز نبود . از طرف دیگر علوفه های نزدیک به روستا به شدت کاهش یافته و دامها باید به مناطق دورتر از محل مسکونی ده منتقل شوند. محل جدید که معمولا یکی از مناطق ” بر دو رودخنه” – “پاتیره ” – ” گهر ” – ” آغل صالح ” و برخی مکانهای دیگر بود با مشورت انتخاب و کلیه دامهای یک گله در هنگام شب داخل یک حصار سنگ چین نگهداری میشدند .طبق نوبت چوپان گله میبایستی شب قبل از روز نوبت خود برای نگهبانی و مراقبت در محل نزدیک و مشرف به گوسفندان حضور داشته باشد . دوشیدن شیر در محل جدید فقط در غروب و غالبا این کار به خاطر دوری مسیر توسط جوانترها انجام میشد . اواسط شهریور دوشیدن شیر خاتمه می یافت و برخی از گروههای دامدار دامهای خود را به مناطق دورتر نیز میبردند . اواخر مهر ماه دوره دوم به پایان میرسید و دوباره این امور تکرار میشد.
بزغاله و بره های کمتر از یک سال معمولا درنزدیکی روستا و در داخل زاغه ها نگهداری میشدند . چرای آنها به صورت گله ای و یا اینکه هر دامدار برای چرای دام جوان خود برنامه ریزی کند معمول بود. چرای این دامها معمولا توسط نوجوانان انجام میشد. در اواخر اسفند هرسال ، نسل جدید دام که حالا نزدیک به یک سال داشت به حیوانات مسن تر ملحق میشدند.
موارد مرتبط با دامداری :
۱- هندو : دوری روستا از بازار مصزف شیر و لزوم تبدیل آن به محصولات ماندگار از یک طرف و کم بودن میزان شیر هر دامدار از طرف دیگر ، دامداران را مجبور به تشکیل هندو میکرد. برای هماهنگی در برنامه ریزی چرای دامها معمولا افراد شریک در یک هندو همان افرادی بودند که به صورت جمعی دامهای خود را به صورت یک گله درآورده بودند.در ابتدا هریک از دامداران یک شبانه روز (دوشیدن در صبح و غروب ) شیرها را از دامداران میپذیرفت و به مرور متناسب با حجم شیر دامها ، تعداددفعات پذیرش شیر تنظیم میشد و در پایان با کم شدن شیر با یکدیگر تسویه و آخر کار هم یکدیگر را حلال میکردند. سنجش میزان شیر با وسیله ای شبیه چوب خط “انگش ” در همان ظرف شیر دامدار صورت میگرفت . یعنی اگر دامداری در اولین نوبت هندو ۱۰۰ انگش یا خط شیر به دامدار دیگر داده بود ، در نوبت خودش ابتدا آن ۱۰۰ انگش را از شیر دامدار بدهکار برداشت میکرد و مازاد آنرا به او بدهکار میشد تا نوبت او برسد.
۲- کود : عدم وجود کود شیمیایی و لزوم استفاده از کود برای محصول کشاورزی بیشتر ، به کود ارزش بسیار بالایی داده بود و این خود یکی از دلایل پرورش دام بود . تا زمانی که دامها ی هر دامدار در محل اختصاصی خودش نگهداری میشدند با پاشیدن خاک در زیر پای دامها و تدابیر دیگر سعی به افزایش حجم کود میکردند. در زمانی که دامهای چند دامدار به صورت مشترک در محلی نگهداری میشدند ، سطح آغل متناسب با تعئائ دامهای هر شخص تقسیم و و هر دامدار فقط کود همان سطح را از آغل خارج میکرد.
۳- آذوقه چینی :
در بیابانهای بیدهند به ویژه بخشهای نزدیک به کوه کرکس دو نوع علوفه میروید که

دامداری در بیدهند
قسمت دوم – گاو
تقریبا همه خانواده های ساکن در بیدهند به پرورش گاو نیز میپرداختند . گاو موجودی بود که در نزدیکترین محل به خانه نگهداری شده و شیر روزانه خانواده را تامین میکرد . پرورش گاو تقریبا به طور کامل برعهده زنان بود و از علوفه ای که در زمینهای کشاورزی کاشته میشد برای تغذیه گاوها استفاده میکردند .تعداد گاوی که هر خانواده نگهداری میکرد اندک بود و غالبا یک گاو و یک گوساله بودند . معمولا وقتی گوساله جای مادر را میگرفت ، گاو مسن تر را میفروختند. کمتر خانواده ای بیش از یک گاو شیرده داشت . نژاد گاوها کم شیر و با جثه کوچک بودند. گاوها نیز همانند سایر دامها در فصل زمستان در زاغه ها و در فصل بهار و تابستان در آغل نگهداری میشدند. در دوره هایی گاوها را نیز در قالب یک گله به چرا میبردند . به عبارتی روشنتر تعدادی از مردم تصمیم به ایجاد “گاوگل” گرفته و به نوبت درهر روز یک نفر برای چرای دامها ، آنها را به صحرا میبرد. برخی نیز گاوها را بدون مراقب در صحرا ر و آنها که مسیر آغل را یاد گرفته بودند هر روز غروب خودشان برای دوشیدن شیر توسط صاحبشان مراجعه میکردند.معمولا در کل روستا فقط یک گاو نر ( مله ) چند ساله وجود داشت . زیرا گاو نر کاربردی نداشت و گوساله نر را پس از چند هفته از تولد فروخته یا سر میبریدند.

error: Content is protected !!