آموزش وردپرس

قصه ها

۱- ماه پرور
دختری به نام ماه پرور همراه با خانواده در بیدهند زندگی میکرده است . ماه پرور بزی داشت که به آن توجه زیادی داشت .در یک شب زمستانی ،خانواده ماه پرور به عروسی رفته بودند و ماه پرور در خانه تنها بود . غولی در خانه را زد و ماه پرور جواب داد. غول گفت مادرت مرا فرستاده تا تو را به همراه خود به عروسی ببرم . ماه پرور باور میکند و آماده رفتن میشود. به دلیل برف زیاد ، راه رفتن برای ماه پرور مشکل بوده و غول پیشنهاد میکند که بر پشت او سوار شود . ماه پرور از غول میپرسد که چرا تن و سرت اینقدر زبر و خشن است . غول میگوید که لباسم از موی بز بافته شده و مدتی است که سر و صورتم را نیز اصلاح نکرده ام. غول دختر را سرگرم میکند و از روستا خارج میشوند .او دختر را به داخل چاهی میبرد و حبس میکند به گونه ای که هیچ امکانی برای خروج نداشته است .
چندی بعد گله ای از کنار چاه میگذرد و چوپان متوجه حضور و صدای بع بع یک بز در کنار در یک چاه متروکه میشود . چوپان داخل چاه را نگاه کرده و متوجه صدای دختر میشود . دختر خود را معرفی کرده و درخواست کمک میکند . چوپان خانواده ماه پرور را مطلع کرده و او را از زندان غول خلاص میکنند.
نکات آموزنده : کودکان را نباید در خانه تنها گذاشت – به کودکان باید آموخت که به سادگی حرف کسی را نپذیرند -از محبت کردن حتی به حیوانات دریغ نکنیم

———————————————————————————

error: Content is protected !!