آموزش وردپرس

خواستگاری

گفتگوی صمیمانه دختر و مادر قبل از مراسم خواستگاری  –  برگردان  فارسی هم  در ادامه هست
مادر

دته هیا اینده خواسگاریت – قوم زومای با عاموهات و داییت
ایشالا که تو جی اشی کیه بخت – تموم ابو همای روهای سخت
بشه شو که سرها د بر ها سرت – تا کی جر منت بابا گرت
تا کی ادپه ور دل من د هاچن – گوروه و ساق کیش برا بابات آرچن
نون که ایه جوونیه سر به راه – رگ خوش بویز اشی تا ته چاه
باباش خبه آدمی هه وی آزار – اما مونش کار داره به هر کار
جهاز تم جور کرده آبرومند – یه گلیم و یه قوری یه کله قند
دولوه ، دو سه تا کاسه و یه سیلچه – هسم و سفلی و کدیز و کوچه
اگر مونش چمش د رو چمت نا – خنده لوت نه ، سر د سرش ننا
یه ذره ناز و عشوه خونحمتی – بابات جی خو پولی ندا لعنتی
تفنگ عشقت اپه بو پر پر – گولی دلش خوس تند تند گر گر
ازن نفسش بگی تو با دیه – باباش بغلش گی بشی تا کیه
دته یه حرفی بوا مگه لالی – بشتیی لا جخوله و نهالی
دختر

ننه بوا کیه نین مرد خوشبخت – که اشپه من برسنی به تاج وتخت
پولدار هه یا که آس و پاس و بد بخت – درامدش چیه کارش آسونه یا سخت
مادر

زلفعلی هه نوه عامو گردم هه – هماش اخنده و شاد و خرم هه
همت و غیرتش نظیری ندا – عیبی ندا که او و ملکی ندا
صحب تا پیشیم هه شاگرد پالوندوز – غروبا رختا رنگ اکه با رنگ اوز
نه اسب اسبه داره و نه قاطر – با خر لش ادشونه تا محله جر
دختر

زلفعلی خو گره ننه ند دیه – قدش درخت عر عر هه ند دیه
بد خلق و بد زبون هه و جوکی هه – وتر از نین ابی وهند د کی هه
اگر هماش اخنده نهه دلتنگ – مال نون هه که عقلش اشپه پارسنگ
ننه تو ویزارم ببیی یا که بابام – بر وز و بون وزون من یا که دارن تلگرام
ننه بشون من کیه یه پالون دوز – شو نکرن تا پشت من بر ها قوز
مادر

ننه دتم گیس گلت من بشون – تو عاقلی و دونایی و من نادون
الان ازنی مثل ماه چارده – بشید وات نین ببرده نون باهارده
موهات ببو اسبه قوزت که برها – لو گره جی خوش اگیره برات را
تا کی قالی اهرانه صد تا یه غاز – شاید بابات پولش هادی جن بخاز
خوم شربه خوریت هوی ادون دوتا زمین عالی – گندم و یه بکارده و لوبیا و باقالی
لته کجه دشت بالا و یه پیجاله گهلا – خطبه عقدت اخونه یه ملا
نفر سوم

تا شوم نین مونه و نین دت عاقل – بشین وات و بشین شنفت وی حاصل
غروب بمه باباش با جسم خسته – چاییش باها ، سو و سووشک و پسته
بغل باباش چشت و خوشش لوس وکه – یک سو سرخش جی براش پوس وکه
بشوات همای حرفای صحب تا شوم – ننش ابی حرفش نوات یک کلوم
زلفعلیش نویسیا از وقتی بو باش آشنا – حرف دلشش د دهون باباش نا
باباش که بش شنفت همای حرفاش – دسش بشو سمت دماغ و گوشاش
باباش که اهل فکر بو مرد هندات – تصمیم آخرش بگت و بشوات
قدم هر خواسگاری سر چم – حرف من ایکیه با حرف وچم
دته دیش ننش خوشش کنار گت – یک ماچ گندش دیم باباش د آرگت

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

برگردان فارسی  – مراسم خواستگاری . مادرمیگه :

دختر فردا برایت خواستگار میاید – فامیل دامادو با عمو هاو دایی تو

انشالله توهم میری خانه بخت -تمام میشه روزهای سختت

برو شوهر کن که سری توی سرها دربیاری- و از زیر منت پدرت دربیایی

تاکی میخواهی همدم من باشی- جوراب و ساق برای بابات ببافی

اونی که میاد جوان سر براهیه – اگر رگ خوابش دستت بیاد توی چاه هم میره

باباشم ادم خوب وبی ازاریه-امامادرش به بعضی چیزها  کار داره

جهازتم که جور کردم ابرومندانه- یک گلیم ویک قوری و یک کله قند

صندوق و دو سه تا کاسه و یک ظرف بزرگ گلی برا خمیر درست کردن (سیلچه )-  هسم (برای تراشیدن ته دیگ از ته ظرف)  ودیگ کوچک( سفلی) وملاقه چوبی ( کدیز) و قاشق ( کوچه)

اگر مادرش چشمم به چشم توگذاشت – لبت را به خنده  باز بکن وسربسرش نذار

کمی ناز و عشوه نیاموخته ای ( که استفاده کنی برای دلبری)  –  باباتم که پولی نداره لعنتی

تفنگ عشقت باید پر از گلوله باشه –و گلوله ها را مدام به دل داماد شلیک کنی – )

با نگاه نافذت چنان نفسش را بگیر  – که باباش بیاد بغلش کنه ببردش تا خانه

دختر یک حرفی بزن مگه لالی – رفتی لای لحاف و تشک  قایم شدی

دختر ه میگه

مادر این مرد خوشبخت کیه – که میخواد منو به تاج وتخت بنشونه

پولداره یا که اس وپاسه وبدبخت – درآمدش چقدره  کارش آسونه یا شخت

مادر میگه:

زلفعلی هست  نوه ی عموی بزرگمه –  همیشه خنونه و شاد و خرم هست

همت وغیرتش نظیر نداره -عیب نداره که ملک و مالی نداره

صبح تا ظهر شاگرد پالون دوزه – غروبا با پوست گردو لباس رنگ میکنه

دختر میگه:

زلفعلی که کچل هست ندیدیش –  قدشم مثل درخت عر عرینه ندیدیش

بد اخلاقو وبد زبان و خسیس هست – بدتر از این دیگه کی تو بیدهند هست

اگر همیشه میخنده و دلتنگ چیزی نیست –  علتش اینه که عقلش پاره سنگ میخواد

نه اسب سفید داره ونه قاطر – یک خر شل داره قد یه بز

ننه بگو  تو بیزار  منی یا بابام –من که  شیطنتی که ندارم و تلگرام هم ندارم

مادر من برم خونه یک پالوندوز ؟ – شوهر نمکنم تا پشتم قوز دربیاره

 

مادر میگه:

قربان گیسویت بشم دخترم – تو عاقل ودانایی من نادانم

الان مثل ماه شب چهارده هستی – میتونی امر و نهی کنی (نازت را میخرند)

موهات که سفید شد و قوز در آوردی – شغال گر هم برات ناز میکنه

تاکی قالی ببافی تا چندر غاز در بیاری – اونم شاید بابات بده یه زن دیگه بگیره

من دوتا زمین میدم  به عنوان شربت خوری – گندم و جو بکارید و لوبیا و باقالی

زمین کج دشت بالا  و تکه زمین در گهلا –  یک ملا هم خطبه عقدت را میخونه

نفر سوم

تا شب این مادر واین دختر عاقل -گفتند وشنیدند  بی حاصل

غروب اومد باباش با جسم خسته – دختر براش چای سیب و آجیل و پسته آورد

کنار باباش نشست خودشو براش لوس کرد -یک سیب سرخم براش پوست کند

بعد تمام حرفهای صبح تا شب را برای پدرش گفت – و مادرش هم حرفی نزد و دخالت نکرد

از زلفلی خوشش نمی اومد از وقتی با اون آشنا بود   – و حرف دلش را به زبون پدرش گذاشت

باباش که حرفای دخترش را شنید –  دستش رفت سمت دماغش و گوشهاش (یکی میگفت نطنزیها وقتی میخواند فکر کنند  انگشت میکنند…)

باباش که مرد بافکری بود و اهل برنامه ریزی –  تصمیم اخرش را گرفت وگفت

قدم هر خواستگاری سرچشم –  ولی حرف من وبچه ام یکیه

دختر که دید مادرش مخالفتی نکرد –  یک ماچ گنده از صورت پدرش گرفت .

error: Content is protected !!