آموزش وردپرس
خانه / کشاورزی و دامداری / کشاورزی در بیدهند / آخون – آخونگاه – یونگا

آخون – آخونگاه – یونگا

آخون – آخونگاه – یونگا
در زمانهایی که کشاورزی در بیدهند رونق داشت یعنی تا قبل از سال ۱۳۴۰ مردم در حداقل ۳محل خرمنهای خود را انباشته میکردند که عبارت بودند از : خرمنگاههای دشت ماره ، خرمنگاههای زیر جوره ، خرمنگاههای راجو و برخی از افراد نیز در حوالی خرمنگاه باغچه بالا گندم و جو را انباشته میکردند . پس از حدود یک ماه از زمان برداشت گندم ، شروع به خرد کردن خرمنها میکردند . محلهای خاصی برای خرد کردن خرمن وجود داشت به اسم یونگا – یونگا زمینی مسطح و تقریبا گرد بود به قطر ۱۵ تا ۲۰ متر که بو ته های گندم در وسط این زمین انباشته میشد و کسی که مسئولیت خرد کردن خرمن ( همان صاحب قاطر ) را برعهده داشت شروع به ریختن بوته های گندم در اطراف خرمن میکرد و قاطر که کالسکه چوبی دارای چرخهایی از ورق آهن داشت برروی آن حرکت میکرد . این وسیله چوبی که توسط قاطر یدک کشیده میشد را چوم میگفتند و غالبا یک نوجوان برای هدایت قاطر و سنگینتر شدن چوم بر روی آن مینشست که به این نوجوان چوم سوار میگفتند . قاطر به حرکت خود ادامه میداد تا ساقه های گندم خرد شده و به طول حدود ۲ تا۵ سانتیمتر برسد . حالا بوته های گندم تبدیل به کاه و گندم شده بود و قاطردار کاهها را به حاشیه بیرونی یونگا ریخته و مجددا بوته های جدید را از مرکز یونگا برداشته و زیر چوم و پای قاطر فرش میکرد . این کار آنقدر ادامه می یافت تا کل خرمن تبدیل به گندم و کاه شود . مزد قاطردار را از همان گندم و بلافاصله پس از جدا شدن از کاهها و پاک کردن آن پرداخت میکردند .
آخون= خرمن غلات
آخونگاه = محل نگهداری خرمن برای خشک شدن
یونگا = محل خرد کردن خرمن

متن ذیل توسط سرکار خانم عفت قیومی تهیه شده . با تشکر از ایشان.

مسیر چوم وچوم سوارمحیط یک دایره بزرگ بود و برای این که قاطر سرگیجه نگیرد چشمهای آن رامی بستند وبا شلاق چوم سوار قاطر مسیر درست راباچشم بسته طی می کرد.
آخون آرگیری(خرمن کوبی) ایام دشوار و پر تنشی برای صاحب خرمن بود. آن ها دايم باید مترصد کوچکترین باد مناسب بودند تا گندمهای خوردشده رابا ابزاری شبیه شن کش ولی از جنس چوب و باچنگک های بلندتر از شن کش، که ییشن(Yayshen ) نامیده میشد، باد بدهند تا کاه از گندم جدا شود. عدم وزش باد ویا بارش باران ازدلواپسی های روزهای خرمن کوبی بود.
وقتی باکمک ییشن کاه از گندم جدا می شد زنها ( معمولا چندزن به هم کمک میکردند) گندمها را درغربال می ریختند ودورانی می چرخاندند تا باقیمانده کاه وساقه های گندم دروسط و روی گندمها جمع شود آنگاه غربال رابه زمین می گذاشتند وساقه های گندم رابرمیداشتند.سپس گندمها در کیسه های بزرگ وگونی ریخته می شد و به انبارگندم صاحب خرمن، با الاغ فرستاده میشد. خیلی وقتها چون در نصفه های شب باد می وزید این کارها درتاریکی شب ودر پناه نور فانوس انجام میشد. خرج یا همان غذاهای اصلی ومیان وعده های غذایی چوم سوار وقاطرش به عهده صاحب خرمن بود برای همین مثلا در راجو موقع گندم کوبی، بساط اجاق سنگی وچای همیشه درکنار باغچه حاج مم داغا کثیری برقراربود دوسه تا استکان ونعلبکی که همه ازهمان میخوردند. کیسه قند که دستدوز خانمها بودوقیچی قندشکن که توی آن بود از بساط چای هرصاحب خرمن بود.

error: Content is protected !!