آموزش وردپرس
خانه / فرهنگ و جامعه / قلعه ها و امنیت در روستا

قلعه ها و امنیت در روستا

وجود قلعه بون آر ( که کاملا تخریب شده ) و قلعه سنگی مشرف به محل فعلی روستا ، حکایت از نا امنی در دوران مختلف دارد . مردم روستا برای در امان ماندن از این حملات قلعه ها را برای سکونت موقت تا زمان رفع شر انتخاب میکردند. زمان ساخت هیچیک از این قلعه ها مشخص نیست . آنچه مسلم است مردم این روستا به دلیل دوری از شهرها ، کمتر در جریان اتفاقات روزمره در کشور قرار میگرفتند و از طرف دیگر تامین لوازم دفاعی نیز برای آنها سخت تر بوده است. از اتفاقات گذشته و وقایع خاصی که منجر به ساخت قلعه ها شده اطلاعاتی در دست نیست . بنابراین با استفاده از اطلاعات موجود نزد ساکنین روستا به ذکر برخی ناامنیهای بروز کرده طی یکصد سال اخیر میپرداریم. جای سرافرازی است که در روستای بیدهند هرگز دودستگی یا ناامنی داخلی وجود نداشته است . در زمانهایی طولانی مسلمانان و زرتشتیان با یکدیگر به صورت مسالمت آمیز زندگی میکرده اند .مردمان نجیب و صبور روستا سرگرم زندگی خویش بودند و علیرغم سختیهای طبیعی موجود برای کار و زندگی ، نامرغوبی خاک ، وسعت اندک زمینهای قابل کشت ، کمبود آب برای کشاورزی و گاها خشکسالی چند ساله ، روزگار خوشی داشتند و در کمال آرامش زندگی میکردند .

20160415_160006

طی یکصد ساله اخیر دو دوره ناامنی در روستا وجود داشته است که عبارتند از :
۱- دوران پایانی حکومت قاجار و هرج و مرج شدن کشور و سربرافراشتن برخی افراد (که نامشان در ذیل آمده است ) ابتدا به عنوان حامی و سپس یاغی و چپاولگر –
نایب حسین و سوارانش که غالبا افراد فقیر و فرصت طلب بودند برای سیرکردن شکم خود و خانواده ها شان به همه روستاهای منطقه نطنز و کاشان و …هجوم میبردند و هر چیز که قابل خوردن بودیا ارزش بردن راداشت با خود میبردند . آنها حتی به مرغ و خروس و دیگر دامها نیز رحم نمیکردند. مردم را برای گرفتن پول شکنجه میکردند و آذوقه زمستانی آنها را به یغما میبردند. اگر چه مردم سعی کرده اند تا با پنهان کردن آذوقه و ظروف ارزشمند خود در نقبهای حفر شده در منزل یا زاغه هایی که دامهایشان را نگهداری میکردند آنها را ازچپاول محفوظ نگهدارند ، با این وجود بسیاری از ظروف مسی و قدیمی خود را از دست میدهند و خود از نظر تامین خوراک در مضیقه شدید قرار میگیرند. بیش از یک دهه بحرانی و ناامنی ، باعث فقر شدید مردم و لطمات روحی به آنان میشود. چپاولگران نایب حسین برای دسترسی به حداکثر افراد روستا ، گاها شبها یورش می آوردند . با ندای نگهبانان که در مناطق مختلف گمارده بودند از خواب بیدار شده و سراسیمه به دشت و کوهها پناه میبردند . اگر فرصت حضور در ساختمان امامزاده سلیمان ( ع) را می یافتند درامان بودند .اما این ساختمان نیز گنجایش افراد زیادی را نداشت و به همین دلیل سعی میکردند فقط زنان و کودکان و سالخوردگان در این محل پناه بگیرند مردان و جوانان ، آواره کوهها میشدند . – سید فرهاد سهی و رضا جوزانی نیز از جمله افرادی بودند که حضورشان در منطقه موجب ناامنی و بار آوردن هزینه های بسیار به ساکنین روستا بود . اگر چه سید فرهاد خود شخصا انسان ظالمی نبوده است اما سواران او ویا افرادی که به نام او برای جمع آوری آذوقه به روستا می آمدند ، آسایش را از مردم میگرفتند.
۲- نزاع با اهالی روستای چیمه برای آب
وجود جمعیت زیاد در روستاها و نیاز آنها به مواد غذایی باعث میشد که مردم هر روستا به دنبال تامین آب لازم برای کشاورزی باشند . حجم انبوه آب حاصل از ذوب برفهای انبارشده در دامنه کرکس در فصل بهار و جاری شدن بخش مازاد بر مصرف آن در رودخانه باعث شده بود که اهالی روستای چیمه که آنها نیز با کمبود آب مواجه بودند را به استفاده از آن ترغیب کند . اما به دلیل فاصله حدودا ۶ کیلومتری چیمه از بیدهند و کاهش هرروزه آب جاری شده از کوه کرکس همراه با گرم شدن هوا باعث توقف جریان آب به چیمه میشد . حدود هفتاد سال پیش ، اهالی چیمه در صدد بودند که بخشی از آب بیدهند را به صورت مداوم مالک شوند و همین امر باعث بروز کشمکش مابین مردم دو روستا شد. مردم بیدهند نیک میدانستند که اگر چنین اتفاقی رخ دهد در فصلهای تابستان و پاییز با مشکل شدید کم آبی مواجه میشوند در مقابل این درخواست می ایستند و حدود ۱۰ سال مابین این دو روستا تنش ادامه می یابد . این نزاع با ارجاع به مراجع قضایی حل و فصل میشود . طی این سالها مردم نگران اوضاع بودند و مواردی از برخوردهای فیزیکی نیز بروز نموده است ، اما در مجموع خویشتنداری مردم هر دو روستا مانع وجود برخوردهای خشن و یا قتل و بروز خسارات عمده میگردد .
پس از حل و فصل مشکل مابین دو روستای چیمه و بیدهند دوره ای سرشار از آرامش و امنیت بر روستا حاکم میشود . همه مزارع و مراتع به عنوان مناطق امن و آرام به محل فعالیت کشاورزان و دامداران تبدیل میشود . با هماهنگی یکدیگر و برنامه ریزی مناسب بهترین استفاده را از آبهای جاری شده در فصل بهار میکردند . صدها دام اعم از گاو ،الاغ و قاطر در مراتع روستا رها میشدند و گاه حتی ماهها به اصطبل خود مراجعه نمیکردند. محصولات کشاورزی در خرمنها و باغها بی آنکه مزاحمتی یا آسیبی برایشان ایجاد شود نگهداری میشدند . مردم بدون هیچ نگرانی محصولات خود را در مکانهایی حتی دورتر از محل زندگی خود و بدون نیاز به اسباب و لوازم ایمنی خاص نگهداری میکردند . ادامه دارد
دی ۱۳۹۲
………………………………………………………………………………………………………………..
نایب حسین کاشی اصالتاً لر و از ایل بیرانوند لرستان بود که اجدادش توسط نادرشاه افشار به کاشان تبعید شده بودند. پدربزرگ نایب حسین در محله پشت مشهد کاشان ساکن بود با اتمام سلطنت محمد علیشاه قاجار و آغاز سلطنت احمد شاه ، بدلیل انتقال سلطنت کشور دچار هرج و مرج شد و در این میان سودجویان دست به شورش برداشتند . سهام السلطنه حاکم وقت کاشان بدلیل ناتوانی در اداره امور از حسین کاشی درخواست مساعدت نمود و در عوض حسین کاشی را نایب حکومت کاشان بخشید که از آن تاریخ به بعد به نایب حسین کاشی شهرت یافت .نایب حسین در آغاز در نابودی راهزنان همت گماشت اما چندی نپایید که خود نیز به جرگه آنان پیوست نایب حسین با جماعتی که تعداد آنها به هفتصد نفر می رسید شروع به چپاول و غارت کردن نمود او توانست در این راه قلمرو نسبتاً وسیعی برای خود فراهم نموده و تا خور و بیابانک ، نایین و یزد را نیز چپاول نماید. نایب حسین به همراه پسرانش در ۱۸ آبان ماه ۱۲۹۸ هجری شمسی ( ۹۵ سال قبل) به همراه ماشالله خان کاشی اعدام شدند. تمامی اموال و املاک آنان در دولت وثوق الدوله به نفع دولت مصادره شد .
سید فرهاد نوابی از اهالی روستای سه ( SOH )از توابع میمه و مورچه خورت بود . سالهای ۱۳۰۱ تا ۱۳۰۸ اوج تحرکات او و اقداماتش علیه حکومت مرکزی بود. سید فرهاد در نیروی ژاندارمری شاغل بود و به خاطر فرار دو نفر زندانی که درحال انتقال از اصفهان به قم بودند ، به اتهام تبانی با آنها مورد غضب قرار گرفت . سالهای زیادی را در حالت اختفا و در رشته کوههای کرکس گذراند
. رضا جوزدانی یا رضا جوزانی نیز به نام حمایت از مردم منطقه اصفهان سوارانی را گرد آورد و منطقه تحت نفوذ خود را گسترش داد . او در سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۴ مناطقی از اصفهان را تحت پوشش داشت و سواران او مردم منطقه را چپاول میکردند .

 

error: Content is protected !!