آموزش وردپرس

نامرتب

شو چله (shev challa) = شب چله =شب یلدا
مثل یا = مثل هم -مشابه، مثل نون = مثل آن ، مثل نین= مثل این ، مثلش بو = مانندش بود
کلپتره (kalpatera) = یاوه -حرف بی حساب ،
هما کاره ( hamaa kara)=همه کاره
همین نون(همین اون) = همین آن ، همین خوش =همین خودش،همین خوم : همین خودم
ویاله (viyaala) = برگ و شاخه های درخت بید
میون = وسط
میونش دو وکه = تقسیم کن به دو قسمت
ودارنی (vedaarni)= وادار کردن ، به کاری گماشتن ، ومدارنا =وادارش کردم ، وددارنا=وادارش کردی ، وش دارنا= وادارش کرد
نیم دار = کهنه-مستعمل
حال ندار(haal nedaar) = بیمار
خویش نبوهنگاشت ( khoyesh nabu hengaasht) = با اون نمیشه حرف زد
خویم نبوهنگاشت ؟= با من نمیشه حرف زد؟
خوید نبوهنگاشت = با تو نمیشه حرف زد
نسق( nesagh)= سختی دادن به کسی برای بهتر شدن، نسقش بده = به او سخت بگیر ، نسقم بدا = به او سخت گرفتم، نسقش بدا= به او سخت گرفت
نازلو (nazeloo)= نازپرورده – بچه ننه
خوبخویی (khob khoyi)=خودبخود – بی دلیل
حشکه سال(hoshka saal)= سال خشک -سال کم باران
تره سال( tara saal)= سالی که بارش زیاد است
گرند (gerend ) = روزهای خاصی از بهار که احتمال بارش زیاد است
ازنه = اینطور است ، ازن بو = این جوری بود ، ازنیه؟ ( ezeniya) = این طور است؟
ازن گلا = اینطور شد ، ازن نهه = اینطور نیست ، ازنی= اینجوری
نون جور( non jur) = آنطور
جور بر نیه ( jur bar naye)=جور در نمی آید
بر یه برون ( bar ya berun) = در یک لنگه
بر دو لنگه = در دو لنگه
وشی (vashi) =مثل…است ، گله وشی = مثل گل است ، تو وشی = مثل تو است ، کوه وشی =مثل سگ است ، سنگ وشی = سخت و سفت است
وششو ( vash sho) = مثل …بود ، نوشی( navashi) = مثل … نیست ، نوششو=میل …نبود
خونخواه(خونه خواه) khune khaah = دوستانی از روستا یا شهر دیگر که باهم رفت و آمد داشتند
کسله ( kasla)=کوچک ، کاسه کسله =کاسه کوچک
…کسله( kasle)= …کوچکتره( پور کسله=پسر کوچکتره) ، کاسه کسله (kaasa kasle) =کاسه کوچکتر
پس افت = ذخیره (از هر چیزی)
بزایی = زاییدن ، بزایون – بزایی -بزا-بزاییمن-بزاییده – بزاینده
بکاری =کاشتن ، بمکشت -بدکشت-بشکشت-بمین کشت-بدین کشت- بشین کشت
سامرز(samarz )=کلوخ کوب- تخماق
گز (gez) = گاز – گزش گت = گاز گرفت
گون ( goon) = پستان دام ، کجه گون – دولگون
لچک ( lachak) = روسری سه گوش
قاق = نان کاملا خشک
کلونجه چار (klunje chaar ) = قطعه ای از چرخ نخریسی – قطعه چوبی استوانه ای به قطر تقریبی ۸ و طول ۲۰ سانتیمتر که دو سوراخ موازی در قطر خود داشت.
از یک طرف به محور چرخ وصل بود و سوراخ دیگر برای فروبردن انگشت ریسنده برای چرخاندن آن تعبیه شده بود.
چار پات هواشی : ناسزایی است به حیوانات به معنی چهار پایت رو به هوا باشه ( سقط کنی)
اپه بشون = باید بروم — اپا بشته بون = باید رفته بودم — امپا بشون = میخواستم بروم — اپا بشون =باید میرفتم
اوسه (ovsa ) = آستین
نوبار (nubaar) = نوبر -نوبرانه
بلاد د رو جگرم نی = دردت به جون من بنشینه
کندال ( kendaal) :تلاش -کارسخت
پونه ( poona) : در انتظار – منتظر – – پونم چشته(poonam chashta):منتظرم نشسته — پونش چشتیون ( poonash chashtaun) منتظرش نشسته ام —پونم چشتیی ( poonam chashtayi):منتظرم نشسته ای — پونش هانچینا (poonash hanechina) :منتظرش نمان(ننشین)
پونش هاچن ( poonash hachen) :منتظرش بمان –پونش هاچشته یی ( poonash hachashtayi) :منتظرش نشسته ای؟
پونمون : نگهبان – پاینده
پیزر د پالونش نه ( pizor de paloonesh neh ): ازش تعریف کن (تعریف اغراق آمیز برای امتیاز گرفتن از کسی)
ور خوم گت ( var khom get) : او را به نزد خود آوردم- به او پناه دادم – گاهی به معی به کار گرفتن کسی درمقابل پرداخت مزد هم میباشد .
ورم ( varem) : پیشم ، نزدم – ورم ،ورد ، ورش ، ورمین ، مردین ، ورشین
لخش بکیشیا : روی زمین دراز کشیده
اوجه و ووجه : میگوید و دوباره بازگو میکند
اشپینن ( ashpoynan) : مواظب (او یا آن ) هستم .گاهی به معنی پاییدن هم استفاده میشود.
ورم چن (ورم د هاچن): پیشم بنشین – ورم چشت : نزدم نشست – ورم د چشته بو : پیشم نشسته بود – هاچشتون : نشستم- هاچشتی -هاچشت-هاچشتیمن – هاچشتیده – هاچشتنده
ونوجا : بازگو نکن –
باشاباش : برابر – معادل – بی حساب
مزاجم آرنگی: میل ندارم – اشتها ندارم
بکلوشی : خراشیدن با دندان (مثل خوردن خربزه یا هندوانه ) – اکلوشه: دارد با دندان خراش میدهد .
یا یوشا : به هم جوش خورده – سرشته در هم
جن بخازی : زن گرفتن- جنم بخاشت : زن گرفتم – جند بخاشت – جنش بخاشت و… – شو کری : شوهر کردن – شوم که : شوهر کردم – شود که – شوش که
نون دید کری : درآوردن نان -کسب رزق – گذران زندگی
طوه = طبقه
گیجه = یقه لباس
پنجال = همراهی – پیگیری
چاپچی = خالی بند – دروغگو
کیم شین آرچی : وسایل خانه ام را دزدیدند – کلمه آرچینی علاوه بر معنی برچیدن تکه های چیزی ، معنی بافتن لباس و دزدیدن وسایل خانه هم دارد.
رسط (resat) : تقسیم کردن – دادن چیزی به چند نفر

error: Content is protected !!