آموزش وردپرس
خانه / دسته‌بندی نشده / مراسم خواستگاری و عروسی در بیدهند

مراسم خواستگاری و عروسی در بیدهند

مراسم خواستگاری و عروسی در بیدهند – تهیه شده توسط آقای محمد اسماعیلی بیدهندی
در زمانهای قدیم پسر وقتی که موقع ازدواجش میشد خانواده پسر و بزرگترهایشان مینشستن بدون اینکه کسی متوجه بشود کسانیکه دختر دم بخت داشتند بررسی میکردن که کدوم یک از خانواده های دخترها سهم آب که همان تخم شربی میباشد و زمینهای آباد شده بیشتری دارند نشان میکرون بدون آنکه دختر متوجه بشود مادر یا خواهر داماد پیگیری میکردن که کی این دختر به حمام میرود بعد همان روز یکی از خانوم های خانواده داماد میرفتن حمام تا دختر را ببینند که عیب و ایرادی در بدن دختر نباشد بعد که از سلامتی ظاهری دخترمطمئن شدند یک شب بدون اطلاع قبلی به عنوان شب نشینی به خانه دختر میرفتن و بررسی میکردن صورت ظاهری زندگی دختر را به چشم خریدار و بعد سرصحبت را باز میکردن و از هر دری میگفتن و بعد صحبت دختر و پسر که میشد اگر پدر عروس موافق بود دوشب دیگر بعنوان اینکه کاملا همدیگر را بسنجند به اسم اینکه سه شب چراغ میبریم میرفتن و بعد از صحبت و بررسی های لازم پدر عروس بعنوان اینکه داماد میتواند زندگی خود را از راه کشاورزی اداره کند داماد را کمک میگرفت تا زمین ذرت را بیل بزند ذرت چون ده سانت مانده به خاک چیده میشد و چوبهای سفتی داشت موقع بیل زدن آن پشت پای کسی که زمین ذرت را بیل میزد حتما زخم میشد اگر داماد طاقت آنرا داشت و آخ و اوخ نمیکرد و زمین را کاملا بیل میزد مورد قبول پدر زن قرار میگرفت و بعد علنا خواستگاری آشکار میشد برای اهالی روستا . مرحله بعد مهر و شیربها مشخص میشد و قرار عروسی گذاشته میشد بعد از این مراسمها داماد بایستی چند خروار هیزم شاباشی با قاطر و الاغ میاوردند و روی هر کدام از خروارها یک چادر شب یا یک روسری زیبا میکشیدند و هرکدام جلوتر نفر اول میرسیدند مشت و لوق میگرفتند بعد از این روز عروسی که مشخص میشد خانواده های داماد اکثر بستگان را در منزل خود دعوت میکردن و غذا و شادمانی داشتند و خانواده عروس هم از بستگان و فامیل های خود را دعوت میکردن یعنی در مجموع کل اهالی روستا چون همه فامیل بودند به عروسی دعوت میشدند و صبح روز عروسی عروس خانوم را به حمام میبردند دوتا دختر خانوم ساق دوش عروس و مردم روستا وقتی که عروس از حمام بیرون می آمد حمامی وقت یک فرش جلوی حمام پخش میکرد و شاباش میگرفت و مردم روستا بزن و بکوب با داریه میکردن و شعار آنها امیرالمؤمنین حیدر شاباش شاباش بود و از جلوی هر منزلی که رد میشد خانوم آن منزل نقل و نخودچی و کشمش و گردو بادام خیس کرده به سر عروس میپاشیدن و عروس به منزل پدر خود میرفت و بعد از آن داماد به حمام میرفت و در داخل حمام کف دست خود را حنا میگذاشت. پدر داماد میرفت داخل حمام به داماد یک گوسفند یا زمین یا ظروف مسی که داشت هدیه میداد به او میگفت حنای خود را بشور و میگفت یک زمین یا یک گوسفند یا ظروف هدیه میداد داماد حنای خود را میشست و از حمام که بیرون می آمد با ساق دوشهای خود فرش جلوی پایشان پهن میشد و داماد از دوتومن کاغذی تابیست تومن شاباش میداد. و مردم روستا همانطور که برای عروس بزن و بکوب کرده بودند برای داماد هم انجام میدادن و داماد به منزل پدری خود میرفت.یادم رفت که این مطالب را بگم جهاز عروس را در چند طبق به سر میرفتن و به منزل داماد میبردن و بعد از پذیرایی با شیرینی و شام از بزرگان و خانواده عروس اجازه میگرفتن که عروس را به منزل داماد ببرند تا نصفه راه که میرفتن و شادی میکردن به داماد اطلاع میدادن که عروس دارد می آید و باید بری خوش آمد بگویی . داماد و ساقدوش ها می آمدند تا نصفه راه جایی که عروس ایستاده بود خانواده عروس کوچه ای درست میکردن داماد و ساقدوش ها بایست داماد جلوی پای عروس پای راستش را روی پای عروس آهسته فشار میداد و خوش آمد میگفت و ساقدوش ها خیلی باید مواظب بودند که خانواده عروس پا جلوی پای داماد نندازند که داماد به زمین نخورد و در آینده به او بگویند جلوی عروس زانو زدی و بعد عروس را به منزل داماد و تحویل داماد میدادند و خیلی از مطالب را ننوشتم مثل عقد و خواندن خطبه عقد و مسائل ریز دیگر و بقیه نیز به صورت خلاصه ذکر شد .

درباره ی bidhendi

همچنین ببینید

لطفا رعایت کنیم

لطفا رعایت کنیم : حضور انبوه جمعیت در بیدهند و نظارت هر فرد بر اموال …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

error: Content is protected !!